| آمد بهار و گل از غنچه بردمید | بغض از گلوی بلبل و مطرب بیارمید | |
| یاد از نگاه دعا خواه رفته کن | حمدی بخوان و نثارش بنفشه کن | |
| چون این بهار، بهارانِ چند رفت | این هم رود، بگو تا بهچند رفت؟ | |
| عمریست ظرف خود از خاک کردهایم | کاش این بهار به خاکش ثمر نهیم | |
| خاک است این دل و، ما بذر و دانهاش | نقش است این می و کعبه نشانهاش | |
| «خوشدل» به مرحمت ایزدی شدیم | ران ملخ به درگه او هدیهبر شدیم |